دكتر عقيقى بخشايشي
873
چهارده نور پاك ( فارسي )
خلق زمين و آسمان . بار خدايا ! چون مرگ و گور و حساب را ياد كنم چگونه دل را به دنيا شاد كنم ؟ و چون نامه را ياد كنم چگونه با چيزى از دنيا قرار گيرم ؟ و چون ملك الموت را ياد كنم چگونه از دنيا بهره پذيرم ؟ پس از تو خواهم از آنچه تو را دانم و از تو جويم از آنچه تو را مى خوانم راحتى اندر حال مرگ بى عذاب ، و عيش اندر حال حساب بى عقاب . اين جمله مى گفتى و گريستى تا شبى وى را گفتم : يا سيدى و سيد آبائى ! چند گوئى و تا كى خروش كنى ؟ فرمود : اى دوست ، يعقوب را يك يوسف گم شد ، چندان به گريست كه چشمهاى مباركش سفيد گشت ، و من هيجده كس را با جد خود حسين بن على وقتيلان كربلا ( عليه السلام ) گم كرده ام ، كه از آن بارى [ نباشم ] كه اندر فراق ايشان چشمها سفيد كنم والسلام و الإكرام . و از آن حضرت كرامات بسيار وخرق عادات بى شمار ، در كتابهاى معتبره مذكور و مسطور است از آن جمله ابوبصير روايت مىكند كه نزديك ابى جعفر امام محمد باقر ( عليه السلام ) شدم و گفتم : شمائيد وارثان رسول خدا ؟ گفت : آرى . گفتم : اكنون شما قادريد بر آن گه مردگان را زنده كنيد و آن كه داء برص را بسازيد ؟ گفت : آرى به فرمان خداى تعالى . آن كه مرا گفت : به نزديك من آى يا ابامحمد ! نزديك وى شدم دست به روى و چشم من ماليد ، چشمم روشن گشت چنان كه آفتاب بديدم و زمين و خانهها و هر چه در آن خانه بود ، بديدم . آن گاه مرا گفت : دوست مى دارى كه همچنين باشى و تو را باشد آنچه مردمان را بود و بر تو بود آنچه برايشان بود روز قيامت ، يا همچنان كورى كه بودى و تو را بود بهشت خالص ؟ گفتم : همچنان شوم كه بودم . وى دست بر چشم بسود همچنان شدم كه بودم . صاحب " روضات الجنان " پس از ذكر چند كرامت از آن حضرت ، در پايان مى نويسد : " كرامات وخرق عادات آن حضرت فزون از آن است كه [ به ] حيز تحرير و تقرير